مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
19
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى )
مانند علم و قدرت از براى وجود صرف واجبى ، چيزى است ، و عدم جواز سلب وجود واجبى غير متناهى از صفات كماليه محدوده ، چيزى ديگر . زيرا مطلب اول ، مستلزم عينيت از جانبين است . به اين معنا كه از ذات واجب الوجود بدون توسيط هيچ واسطهاى ، علم و قدرت انتزاع مىگردد چنان كه بدون توسيط واسطهء وجود و وجوب انتزاع مىشده است . و مطلب ثانى مستلزم عينيت نيست بلكه مفاد آن همانا امتناع سلب وجود واجبى از صفات كماليه است نه برعكس ، و بازگشت آن به قيام وجود صفات كماليه به وجود واجبى است و مراد به اثبات صفات كماليه جهت واجب تعالى همان اثبات بر وجه اول است نه بر وجه دوم . و اما تأخر صفات كه محمول بر ذات است منافاتى با عينيت ذات با آنها ندارد و همچنين منافاتى با عينيت صفات با ذات متعاليه در رتبهء مقدم ندارد زيرا معناى عينيت از جانب ذات چنان كه گفتيم آن بوده كه بدون توسيط واسطه منشأ انتزاع صفات كماليه است و معناى عينيت صفات با ذات قيام وجود صفات به ذات مقدسه است و اما قصر ذات متعاليه در اين صفات جائز نيست زيرا مستلزم تحديد مىشود ، و نتيجه آنكه ، عينيت صفات بهمعناى مذكور با ذات بر طريق قصر است ولى عينيت ذات با صفات كماليه ، ذات متعاليه را مقصور نمىكند بلكه ذات با فرض عينيت آن با صفات ، مطلق است . و ثالثا آنكه هريك از اين صفات ذاتيه عين ديگرى از لحاظ مصداق مىباشد و گرنه در صورت مغايرت باهمديگر از نظر مصداق ، مستلزم مغايرت ذات با آنها است و در اينصورت ذات متعاليه ، وجود صرف نخواهد بود و نتيجهء آن محدوديت ذات است كه خلف است ، و عينيت آنها با ذات و عينيت بعضى از